|
|
دارم به این فکر می کنم که در این وانفسای فرهنگی و تقابل افکار،من کجای این همه تحول ایستاده م ؟تازه اگر اتفاق خوبی بیفتد وچند سال درس خوانده باشم تازه میتوانم بگویم مثلا دیپلمه یا لیسانسه ام.اما آیا واقعا من به درجه ای از شعور رسیده ام که بتوانم گلیم فرهنگ و اندیشه ی خودم را از آب بکشم بیرون؟می خواهم از این به بعد کمی به خودم بیایم.می خواهم پنجره ی ذهنم را گسترش دهم،می خواهم با کتاب آشتی کنم.اصلا تو هم بیا برویم کتابخانه روستایمان را از دخل ببینیم.کتابخانه ی محرابی کتابهای خوب زیاد دارد اما عضو خوبش کم است.پس منتظرت هستم در کتابخانه.فراموش نکن!با یک تصمیم جدی کتابخوان باش،نه...کتابخانه باش!لطفا. نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 16:34 توسط |