|
|
توکنکور داری خانواده ات مظطربند! تب کنکورچندروزی است دیگر قطع شده و سلامت روان باز برگشته؛پشت کنکوری ها کار خودشان را کردند و بار خودشان را بردند حالا باید چندمدت دیگر هم خون دل بخورند تا نتایج اولیه اعلام شود.نگرانی دانش آموزان و اظطرابشان برای راه یافتن هر چه موفقتر به دانشگاه خیلی طبیعی است و لی آن چیزی که خیلی طبیعی به نظر نمی آید وسواس و نگرانیشان درمورد غول کنکور است!!!غولی که البته دیگر از آن همه یال و کوپال و شوکتش چیز زیادی به جا نمانده و این غول گنده کم کم داردتا قد وقواره ی یک مارمولک ترسو تحلیل می رود تا جایی که دیگر بشود به راحتی دمش را گرفت و پرتش کرد بیرون!وبه عبارتی :کنکور حذف بشود! باید قبول کرد که راه یابی به دانشگاه خیلی نسبت به سال های قبل آسانتر شده.حالاجالب تر این است که دردوره های متاخرتر نگرانی پدر و مادر ها هم بیشتر شده و گویا قرار است خودشان را بفرستند سر جلسه تا حدی که همه دست به دعا برداشته اند و نذر ونیاز....حالااز تو می پرسم :تو کنکور داشتی یا خانواده ات؟!!!!
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 17:12 توسط
صندوق قرض الحسنه ولی عصرکورده درسال هزار وسیصدو شصت ونه به همت مردم وهمفکری آیت الله مصباح تاسیس شد.صندوق وامدهی خودرادرابتدای فعالیت خود با یک میلیون و دویست هزار تومان در همان سال آغاز کردو تا زمان حاضر همچنان موفق به فعالیت های خود ادامه داده است و سیرصعودی ارقام و هزینه های وامدهی سال به سال افزایش یافته تا حدی که در سال هشتادوهشت به رقم چشمگیر دویست و دو میلیون تومان رسیده است.بسیار شایان توجه است که صندوق قرض الحسنه کورده به عنوان صندوق نمونه ی روستایی در استان رتبه ی اول را بدست آورده است و در شهرستان بعد از لار و گراش مقام سوم رادارد،البته نسبت به صندوق قرض الحسنه گراش یک قدم جلوتر است چرا که ساختمان صندوق گراش اجاره ای است در حالیکه صندوق قرض الحسنه کورده دارای ساختمان مخصوص به خود با یک دهن مغازه و یک خانه ی کوچک است که هر دوی آن اجاره داده شده است. بسیارقابل عنایت است که از تلاش مستمر هیئت امناء و بازرسین و اعضای عادی و علی البدل تشکر ویژه به عمل بیاید و دستمریزاد جانانه گفته شود و از این همه دلسوزی و دغدغه و تلاش ایشان قدردانی گرددچرا که از همان بدو تاسیس تا کنون تمامی تلاش هایشان افتخاری و مجانی بوده و به جز آقای زحمتکش که کارمند رسمی صندوق می باشد هیچ گونه هزینه ای به کسی تعلق نگرفته است حتی هزینه های پذیرایی جلسات را نیزخود اعضاء متحمل می شده اند.دعای خیر و ذکر نیکوی مردم یارشان! نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت 23:55 توسط برای نوشتن یک داستان بیش از آن که نیاز به مضمون و موضوع باشد مساله ی روایت و چگونگی آن و سرهم کردن حقه های نویسندگی مطرح است؛یعنی اینکه چطور تعلیق وارد داستان شود ؛چطور جذابیت در داستان قرار داده شود که مخاطب هوس کند یک سره همه ی محتوای داستان را سربکشد و یکتنه تا آخرداستان را ادامه دهد!کاری که در داستان های شهرام شفیعی اتفاق افتاده است!آن هم به زیباترین شکل موجودش! شهرام شفیعی نویسنده ی خلاقی است که مجموعه ی پنج جلدی غرب وحشی آیینه ی تمام نمای یک طنزلطیف و یک فضای فانتزی در شهر گربه هاست!پنج جلد کتاب او البته اسمهای مختلفی دارنداماهمه تحت عنوان کلی غرب وحشی نامگذاری شده اند؛ منجمله : به دنبال دماغ خیس،گربه در جوراب زنانه و...وکتابهای متعدد دیگری از این نویسنده ی پرکار!اماشیوه ی نویسندگی شهرام شفیعی به طور جالب توجهی خلاقانه است او در داستانهایش بدون تعلیق های غافلگیرکننده و حتی اوج گیری های هیجانی تنهایک نوع طرح ساده را طراحی می کند که بسیار دلنشین است و مخاطب را با خودش چنان همراه می کند که همه ی کتاب را در عرض یکی دو ساعت می بلعد.طنز رقیق و جذابش چنان با فضای فانتزی و خیالی داستان همراه است و چنان تصاویر و مخصوصا دیالوگ ها و تکه کلام ها تازه و خلاقانه است که گاهی باعث خنده های بلندِ از ته دل می شود!فضای شهری که یک گربه ی کابوی کلانتراست با مادر بزرگ هفت تیرکشی که دایم زندانی است وهمچنین کلی شحصیت با عقاید ششلولبندی و دله دزدی و بانک زنی! من توصیه می کنم به هر نحوی شده کتاب های این نویسنده ی خلاق را تهیه کرده و مطالعه که نه!مبالعه نمایید یعنی ببلعیدش! نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388 ساعت 1:25 توسط خبرفوری:آگهی استخدام شرکت نفتشرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران به منظور تامین نیروی انسانی مورد نیاز واحد های عملیاتی تابعه خود در مقاطع و رشته های تایین شده از داوطلبان علاقمند به خدمت از طریق مصاحبه فنی/تخصصی،انجام مراحل گزینش وطب صنعتی دعوت به همکاری می نماید.داوطلبان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر در خصوص جزئیات و شرایط استخدام و همچنین ثیت نام در آزمون استخدامی به سایت :www.e-reg.ir مراجعه نمایند.رشته های مودنیاز:مهندسی شیمی،مهندسی برق،مهندسی کامپیوتر،حسابداری،مدیریت بازرگانی،مدیریت صنعتی،مدیریت دولتی،شیمی،مکانیک،عمران و....نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 ساعت 12:22 توسط برای رفع مشکلات کورده باید به یک اجماع قابل قبول با حَداکثراعتمادسازی رسید.منظورم از اجماع آن گستره ی نظری و شاخصه های علمی –تخصصی در محدوده ی یک فعالیت کارشناسانه است.حالا حتما می پرسی کو کارشناس و کو متخصص؟ اشتباه نکن!!!مبنای بحث را بر اعتمادسازی قرار دادم که به این نتیجه برسیم که اگر ریش سفیدهای ما و رئیس روسای ما آن مسلک قدیمی و خودمحورانه را کمی کمرنگ تر کنند و بگذارند نیروی جوان تر به دستیابی روش های تازه تر و جدیدتر در محدوده ی تخصص خودش عرض وجود کند وبا حس اعتماد از جانب بزرگترها دست به فعالیت بزند هدف و مراد منظور نظر سهل الوصول تر خواهدشد.متاسفانه کمتر شاهد استقبال بزرگتر ها و ریشسفیدهایمان از جوانان متعهد و مسئولیت پذیرمان در حل وفصل امور جدی و مهم روستایمان بوده ایم و هستیم .با یک استدلال کلی می توان به این نتیجه رسید که استفاده از فکر و نیروی جوانان تحصیل کرده توسط شورای اسلامی و ابراز نیاز به آنان در مسائل مختلف نه تنها باعث افزایش اعتمادسازی در طرفین خواهد شد که حتی زمینه ی رشد و تجربه ی جوانان رابرای پذیرش مناصب آتی هم فراهم خواهد کرد. اجماع، حاصل به چالش کشیدن،مناظره ،مناقشه،تجربه گزینی وتخصص محوری با تکیه براعتمادهای متاقبل است و این تنها از طریق رفع خصومت هاو کینورزی ها و دشمنی های فامیلی و طائفه گرایی تحصیل می شود.درگیری های متعدد و بروز اختلافات سلیقه ای زمینه ی یک نوع دیکتاتور مآبی را در بین قشرریش سفید ما ایجادکرده که تنش زایی حاصل آن حتی به اختلافات کلان طائفه ای هم منجرشده است...یک نگاه کوتاه به مسائل و مشکلات دوروبر ،بر صحت این مطالب حکمی عدل است ؛به عنوان مثال :درگیری های کوچک و بزرگ برای ثبت زمین های موروثی!!!تنها همین یک مسئله برای اثبات ادعاکافی است! طبل زیرگلیم زدن بعضی ها و دیگ ازپشت بام انداختن بعضی دیگر،محافظه کاری و زیرآبی رفتنها!!! شورش وهوکشی! بعضی های دیگر دقیقا نشاندهنده ی یک فضای دوراز اعتماد و تخصص است!اگر بنای کار بر انتخاب چندمجری توانمند و مدبر قرار داده شده بود دیگر نه این همه حنجره پاره می شدو نه این همه گوش جر می خورد!!!ما متاسفانه بیشتر از آن که متخصص داشته باشیم کارشناس داریم!!!هرکسی از راه می رسد ادعای کاربلدی می کند و با زور هم که شده سعی در القای منظورش به دیگران- با سیاست زور و چماق یا تهدید ویادرنهایت قهر- می نماید.ما با این روند مشکل آفرین نه تنها به هیچ جایی نخواهیم رسید که حتی به این هیچ جا هم نمی رسیم!!! از دیگر نتایج تفرقه سرکردگی هر کدام از کانون ها و جناح های درست و غلط به سمت وسویی است.روستایی با این همه پتانسیل فکری مثبت و انگیزه ی بالای جوانانش به خدا نوبراست،تنهادلیلی که منتج به عدم دستیابی به هدف منظورنظرشان می شود همین عدم اتحاد و پراکندگی آنان است.خودت قضاوت کن این ده بیست کانون موجود چرا هیچ وقت به صورت جدی و فعال نمی توانند خودرامطرح کنند ؟چرا این کانون ها جای مناسبی در محافل اعمال نظر ندارند؟دلیلش کاملامشخص است ! چون سرسپردگی هرکدام از آن ها به سویی است ؛ یکی شرق می رود یکی غرب وجالب این است که بسیاریشان،مدعی هستند که کاملابه رشد فکری رسیده اند و نیازی به کمک کانون های دیگر ندارند.حالا تصور کن این کانون های مشوش و متشتت دست از ولنگاری و استقلال موهومشان بردارند و در یک فضای دوستانه بنشینند وبا هم مناظره بکنند،بحث کنند،راه کار ارائه دهند و بالاخره به نتیجه برسند،آن موقع آیا این اجماع حاصل نمی شود؟آیا اگر همه باهم همکاری کنند و دست از تفرقه بکشند ودراین اتحادتنها فکرشان ساختن بنای جدید فکری –عملی برویرانه های افکارمنحط و خرافه گرای قدیمی باشد آینده به نفع کورده نخواهد شد؟قضاوت برعهده ی خودت! باید همه ی ما؛ چه جوانانی که احساس مسئولیت می کنند و اعضای مصمم کانون ها هستند و چه ریش سفید ها و بزرگتر های روستا –که البته جمع عزیزشورا را هم شامل می شود-بتوانند با روحیه اعتماد سازی و اعتمادپذیری به یک روند همکاری متقابل برسند تا بتوانند در همه ی فراز ها به اوج برسند و فرودهای پیشین را هم حداقل تبدیل به فرازی تازه بکنند نه اینکه با مخاصمه و عدم درک و پذیرش همدیگر به جدال بپردازند و دستآورد تلاش های گذشته را زیرسوال ببرند یا تخریب کنند. برمی گردم به جمله ی اول :آنچه مانیاز داریم رسیدن به اجماع است!نظریه پردازی دردی را دوانمی کند .ماهروقت توانستیم روحیه ی درک متقابل پیداکنیم آن وقت یک قدم به اجماع نزدیک شده ایم.کنارگذاشتن لجاجت ها ودرگیری های شخصی در هنگام اعمال نظرها مطمئنا زمینه ی تفاهم و آزاداندیشی رافراهم خواهدکرد.انشاءالله به امید روزی که غرض ورزی ها ازجلوی نگا های مغرضان کناربرود و هدف تنها سازندگی بشود نه سوزندگی!به قول مولانای بزرگ:چون غرض آمدهنرپوشیده شد/ صدحجاب از دل به سوی دیده شد. نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 ساعت 20:26 توسط هنگام پیدایش و رواج هرفناوری و دانش نوینی،به ویژه پس از آشکارشدن برخی پیامدهای منفی آن همواره این پرسش درذهن ها شکل گرفته است که آیا فناوری یا پیشرفت و بهره گیری ازآن خوب است یا بد؟اینترنت هم همچون هرپدیده ی نوین دیگری ، از قرار گرفتن درمعرض چنین پرسشی مستثنی نبوده است! اینترنت قادر است عامل مباحثه و مشورت در رسانه های الکترونیک را ارتقاء و غنای تازه ای بخشد.شبکه ی جهانی اینترنت نه تنها کاربران را قادر می سازد که سانسور و محدودیت های رژیم های اقتدارگرا را دور بزنند، بلکه گستره ی عمومی یی را احیاء می کندکه نویسندگان و خوانندگان درآن ازحقوق و موقعیتی برخوردارند.این موضع مثبت در مورد اینترنت را هابرماس تاکنون تنهادرباره گردهمایی درسالن ها ،قهوه خانه ها و تجمع های دور میزی که در قرون 17 و 18 برپا می شده اند ابراز کرده بود.ستایش او در مورد اینترنت با یک هشدار همراه بود:«مباحثات اینترنتی می تواند این پیام را داشته باشدکه گستره عمومی به اجزاءوتکه های متعددی تقسیم می شودکه هرکدام صرفا سرگرم موضوع مشخص و ویژه ای شود و بحث وشور برای اجماع و تفاهم عمومی درمورد مسائل مختلف کمترعرصه ی بروزوتحقق یابد.» اما از این امر فلسفی که بگذریم ،خوب وبد اینترنت در زندگی روزمره و خانوادگی بسیاری از مردم،به یک دغدغه ی ذهنی تبدیل شده است.بسیاری از خانواده ها یا نمی دانند که اساسا اینترنت چیست یا نگران مواجه شدن فرزندشان با اطلاعات نا مناسب هستند.حتی گاهی دولت ها می کوشند بهره گیری از اینترنت را به دلیل دسترسی به مطالبی که خلاف امنیت و اخلاق عمومی است،محدودسازند. در اینترنت همه چیز یافت می شود ،ازشیرمرغ تا جان آدمی زاد.اساسا زندگی امروز با اینترنت گره خورده است و برای خیلی ها چه افراد و چه دولت ها تصور ادامه ی حیات بدون اینترنت ممکن نیست.شاید به همین دلیل است که بعضی ها معتقدند دیگر سخن گفتن از خوب و بد اینترنت،چه خوب باشد و چه بد،یک الزام وامری گریز ناپذیر است.برخی نیز معتقدندکه اینترنت،بدی هایش نیز خوبی است.یعنی گاهی ممکن است مطالبی در آن مطرح شود طرح عمومی آن ها خلاف عفت عمومی به شمار رود ؛اما طرح آن ها در حوزه ی اینترنت آموزنده نیز باشد.به هر حال شما در مقام کاربر اینترنت،در واقع کسی هستید که در شاهراه اطلاعاتی سفرمی کنید.در این سفر بی تردید ممکن است در کنار مناظر ورخداد های زیبا و لذت بخش و شادی آور وآموزنده، خطرات بسیاری نیز در کمین نشسته باشد. آن چه مسلم است اینکه نخست باید کوشید برای مقابله با این خطرات،به پیش بینی آن پرداخت و خود را برای مواجهه با آن ها آماده ساخت.این امر نیازمند پذیرفتن احتمال وجود خطراست. اینترنت،از آنجاکه پدیده ای است گسترده،تمامی جنبه ی زیستی آدمی را متاثر می سازد.از خوبی ها و بدی های اینترنت برای سیاست،فرهنگ،اجتماع،خانواده،نهادهایی مانند ازدواج،بانک،امنیت ملی و .... سخن های بسیاری رفته است. نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 ساعت 16:28 توسط تولید نرم افزار سروش روح الله به مناسبت سالگرد رحلت امام! همزمان با فرارسیدن بیستمین سالگرد عروج ملکوتی بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی-(ره)-نرم افزار سروش روح الله ازسوی بنیاد سازمان فرهنگی شهرداری ها و دهیاری های کشور تولید شد.به گزارش روابط عمومی سازمان شهرداری ها و دهداری خارج کشور،این لوح فشرده شامل گنجینه ی کتاب ،صحیفه ی امام،خاطرات امام از نگاه جهان و دیدگاه های مختلف درخصوص امام خمینی(ره)است.همچنین در این لوح فشرده دیوان اشعار و رساله احکام حضرت امام(ره)نیز گرداوری شده است.آمووزش قراِئت نماز،هدیه ی ویژه ی این لوح فشرده است که دارای امکان تحقیق ،ذخیره ی متون و ثبت گزارش است.
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 ساعت 1:40 توسط افسردگی یکی از اختلالات روانی است که خلق فرد راتحت تاثیر قرار می دهد.این اختلال می تواند افکار،احساسات،رفتاروسلامت عمومی فرد رابه خطر بیندازد..بیشتر افرادی که دچار افسردگی هستند،با درمان مناسب وبه موقع بهبود می یابند اما مشکل اینجاست که بسیاری از افراد دچار افسردگی هرگز مشکل خود را نمی پذیرند و از نیروهای متخصص کمک نمی گیرند. متاسفانه وقتی افسردگی درمان نمی شود، وخیم تر و طولانی تر می شود و زندگی شغلی ، تحصیلی و خانوادگی فرد را مختل می کند. برای آن که بتوانیم در صورت افسرده بودن ، از درمان به موقع و مناسب بهره مند شویم لازم است ابتدا با برخی باورهای اشتباه خود را درباره ی افسردگی اصلاح کنیم. در اینجا با چند باور اشتباه رایج درباره افسردگی و واقعیت های مربوط به آن آشنا می شویم: باور اشتباه:من افسرده نمی شوم! واقعیت: براساس بررسی های انجمن سلامت کالج امریکا درسال 2004 ؛ نزدیک به نیمی از دانشجویان احساس افسردگی را در دورانی که مشکل عملکرد داشته اند ، تجربه کرده اند، و15% دارای ملاک های افسردگی بالینی بوده اند. این بدان معناست، که افراد دور و بر شما وخود شما،در معرض ابتلا به افسردگی قرار دارید. باور اشتباه:افسردگی یک مساله طبی(پزشکی )واقعی نیست. واقعیت : افسردگی یک مساله ی واقعی جدی است. این اختلال به واسطه ی تاثیری که بر فرد می گذارد ، با بیماری هایی چون دیابت و نارسایی های قلبی تفاوتی ندارد.افسردگی می تواند هم علایم عاطفی و هم فیزیکی را به طور دایم داشته باشد و زندگی را دشوار سازد.جامعه ی پزشکی جدی بودن افسردگی را باور دارد و آن را به عنوان یک بیماری تشخیص داده است . بی تردید،عوامل ژنتیک وبیولوژیک در بروز و پیشرفت بیماری تاثیر دارند. باور اشتباه : افسردگی چیزی ست که افراد قوی با تفکر مثبت می توانند آن را پشت سر بگذارند. واقعیت:افسردگی چیزی نیست که بتوانید از آن فرار کنید ، بلکه موقعیتی ست که به سبب تغییر و تحولات بیوشیمی مغز در کنار دیگر عوامل (ژنتیک و محیط)ایجاد شده است.هیچ کس افسردگی را انتخاب نمی کند. افسردگی علامت ضعف یا تنبلی نیست ، بلکه حاصل تغییرات ساختار عملکرد مغز به دلیل عوامل محیطی و بیولوژیکی است. واقعیت این است که هر فردی ممکن است دچار افسردگی شود، اگرچه برخی افراد با شخصیت های انعطاف پذیر ،احتمال کمتری برای ابتلا دارند. باور اشتباه: افسردگی فقط زمانی پیش می آید که اتفاق بدی در زندگی رخ دهد ، مثل قطع ارتباط ،مرگ فرد مورد علاقه ، شکست و امثال آن. واقعیت : افسردگی فراتر ازافکار غمگین و ناراحت کننده درباره ی موضوعی خاص است وگاه ناگهانی ظاهر می شود، حتی وقتی اوضاع و شرایط زندگی خوب است.شایان یادآوری ست که افسردگی انواع مختلفی دارد که نوعی از آن به شرایط خاص فرد وابسته است ولی انواع دیگر آن ممکن است بدون هیچ دلیل بیرونی خاصی بروز پیدا کند. باور اشتباه:افسردگی خود به خود برطرف می شود. واقعیت : اگرچه ممکن است در مواردی بعضی افراد بتوانند بدون درمان از افسردگی رهایی یابند،این موضوع عمومیت ندارد. درمان نکردن افسردگی باعث می شود که هفته ها،ماه ها و حتی سال ها ادامه پیدا کند و به زندگی فرد به شدت آسیب می رساند .به علاوه افسردگی درمان نشده ممکن است به افکار خودکشی و اقدام به خودکشی بینجامد در حالی که غالب افراد افسرده با درمان بهتر شده اند. باور اشتباه : داروهای ضر افسردگی ، شخصیت شما را تغییر می دهند. واقعیت : این باور که مصرف دارو می تواند شیمی مغز را تغییر دهد ، ممکن است نگران کننده باشد.اما داروهای ضد افسردگی به این منظور طراحی شده اند که فقط مواد شیمیایی عامل افسردگی را تغییر دهند ، نه شحصیت فرد را. بیشتر افرادی که دارو های ضدافسردگی مصرف می کنند از اینکه دوباره به شخصیت خود برگشته اند خوشحالند و شخصیت متفاوتی پیدا نکرده اند. بهترین کار این است که درباره تاثیرات ضد افسردگی با پزشک خود مشورت کنید. باور اشتباه:صحبت کردن درباره افسردگی فقط آن را بدتر می کند. واقعیت : البته قابل درک است که چرا افراد از صحبت کردن درباره افسردگی خود نگران می شوند. درواقع باید بدانید تنها ماندن با افکار، خطرناک تر از مواجهه شدن با آن است. متاسفانه بسیاری از افراد دچار اختالات روانی ، در جامعه برچسب می خورند و از این رو تمایل به صحبت کردن درباره مشکلات خود یا خواهان دریافت کمک حرفه ای نیستند. بنابراین بهترین کمک فرد افسرده این است که شنونده ی حمایت گر باشید،قضاوت نکنید و او را برای دریافت کمک تخصصی تشویق کنید، زیرا در بسیاری موارد شما قادر به کمک قطعی نیستید.اگرخودتان دچار افکار منفی و علایم افسردگی هستید ،حتما با یک روانشناس یا روانپزشک تماس بگیرید. دراینجا لازم است با برخی علایم افسردگی آشنا شوید و نسبت به آن هشیار باشد.البته توجه داشته باشید که تشخیص نهایی افسردگی و نوع آن در حیطه ی تخصص روانشناس بالینی و روانپزشک است و صرف داشتن چند علامت به معنای اختلال ، افسردگی نیست. بنابر این اگر برخی از علایم ذیل درشما یا یکی از نزدیکانتان مشاهده شد برروی خود و آن ها برچسب نزنید و حتما برای دریافت راهنمایی بهتر به متخصص مراجعه کنید: علایم عمومی افسردگی : غم پایدار،اضطراب یا احساس تهی بودن/احساس ناامیدی و بدبینی /احساس گناه،بی ارزشی و درماندگی /تحریک پذیری و بی قراری/از دست دادن علاقه نسبت به فعالیت ها یا سرگرمی هایی که زمانی فرد ازآن لذت می برده است/خستگی و کاهش انرژی/مشکل در تمرکز،به یادآوردن جزئیات و تصمیم گیری/بی خوابی ،شب زنده داری(بیدار ماندن تا نیمه شب)و یا خوابیدن بیش از حد/خوردن(پرخوری)یا از دست دادن اشتها/افکار خودکشی،اقدام به خودکشی/دردهای مزمن و پایدار؛سردرد یا مشکلات جسمانی که به درمان جواب نداده است. به یاد داشته باشید که افسردگی یک بیماری جدی اما درمان پذیر است. نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388 ساعت 15:25 توسط دارم به این فکر می کنم که در این وانفسای فرهنگی و تقابل افکار،من کجای این همه تحول ایستاده م ؟تازه اگر اتفاق خوبی بیفتد وچند سال درس خوانده باشم تازه میتوانم بگویم مثلا دیپلمه یا لیسانسه ام.اما آیا واقعا من به درجه ای از شعور رسیده ام که بتوانم گلیم فرهنگ و اندیشه ی خودم را از آب بکشم بیرون؟می خواهم از این به بعد کمی به خودم بیایم.می خواهم پنجره ی ذهنم را گسترش دهم،می خواهم با کتاب آشتی کنم.اصلا تو هم بیا برویم کتابخانه روستایمان را از دخل ببینیم.کتابخانه ی محرابی کتابهای خوب زیاد دارد اما عضو خوبش کم است.پس منتظرت هستم در کتابخانه.فراموش نکن!با یک تصمیم جدی کتابخوان باش،نه...کتابخانه باش!لطفا. نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 16:34 توسط مدتی این مثنوی تاخیر شد مهلتی بایست تا خون شیر شد. چندیست وبلاگ حاضر نه پستی داشته نه مطلب قابل قبولی!قبول!تو درست می گویی...کم کاری دلیل اصلی ست اما وجود مشکلات زیادی که نه تو از آن خبر داری نه می توانی خبر داشته باشی باعث شده بود این وبلاگ در وضع نامناسبی راکد باشد. فکر می کنم زمان مناسبی باید وجود داشته باشد تا به بهانه ای از بسیاری از مشکلات فرهنگی درد دل کنم! اینکه یک وبلاگ راه اندازی بشود و پست درست و حسابی یی نداشته باشد هدف ما نبوده و نیست،ما می خواهیم وبلاگ کورده پر بار باشد اما ...این اما را موکول می کنم به آینده .تو خودت به عنوان یک همولایتی میتوانی حدس هایی بزنی!نه؟آخر وضع کلی روستا را مثل من درک می کنی. به زودی با پستی مشروح به روز میشوم.منتظرت هستم دوست عزیز! نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 ساعت 18:34 توسط |